آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - سيرى در كتاب احكام الخلل فى الصّلاة - رحمانى محمد

سيرى در كتاب احكام الخلل فى الصّلاة
رحمانى محمد

آثار فقهى شيخ الفقها و المجتهدين، فقيه بلندپايه قرن سيزدهم، پربرگ است و پربار. آثار جليل فقهى شيخ به دقت نظر، استوارى آراء، نقد و بررسيهاى ژرف مشهور است.
از جمله آثار مهم و سودمند آن بزرگوار، احكام الخلل فى الصلوة است كه اكنون در آستانه برگزارى كنگره شيخ اعظم، به همت گروه تحقيق آثار آن فقيه ارجمند، به گونه‌اى شايسته، تحقيق و عرضه شده است. در اين مقاله نگاهى داريم گذرا به اين اثر گرانقدر. در آغاز به پيشينه بحث مى‌پردازيم و سپس به مسائل ديگر.
پيشينه بحث از احكام خلل‌
از عوامل و عناصرى كه در اجتهاد و استنباط صحيح و عميق، نقش بسزايى دارد، توجه به شرايط زمان و مكان صدور آيات و روايات و تحقيق و تفحص در سير تاريخى و مراحل تكامل مسائل فقهى است. از اين رو، اجمالى از سرگذشت تاريخى موضوع مورد بحث بيان مى‌گردد.
از ميان فقها، اولين كسى كه عنوان خلل را براى مجموعه‌اى از مباحث و مسائل فقهى برگزيده، ظاهراً محقق حلّى (م ٦٧٦) در شرايع است. ١
فقهاى قبل از محقق يا اين مسائل را متعرض نشده‌اند و يا اينكه تحت عناوين ديگرى به اختصار از آن بحث كرده‌اند. از باب مثال شيخ صدوق (م ٣٨١ ق) در كتاب «المقنع فى الفقه» زير عنوان «باب السهو فى الصلاة» مسائلى از احكام سهو را مورد بحث قرار داده است. ٢
هم ايشان در كتاب الهداية بالخير، زير عنوان «باب ما يعاد منه الصلاة» فقط حديث معروف لا تعاد الصلاة الا من خمس را آورده‌اند و گذشته‌اند. ٣
شيخ مفيد (٣٣٦-٤١٣ ق) در كتاب المقنعه فى الاصول و الفروع، زير عنوان «باب احكام السهو فى الصلاة و ما يجب منه اعادة الصلاة» احكام سجده سهو و كيفيت خواندن سجده سهو و چند بحث ديگر را به طور اجمال مورد بحث قرار داده‌اند. ٤
سيد مرتضى علم الهدى (٣٣٥-٤٣٦ ق) در كتاب جمل العلم و العمل، با تقسيم بندى جديدى نسبت به * ٥٥ * تقسيمات فقهاى قبل، فروع بيشترى را مورد بحث قرار داده‌اند. ٥ همچنين ايشان در كتاب المسائل الناصريات، در مسأله ١٠٢ و ١٠١، اجمالى از مباحث سهو و شك را آورده‌اند. ٦ ابوصلاح حلبى (٣٤٧-٤٤٥ ق) در كتاب الكافى فى الفقه، زير عنوان «فصل فى حكم السهو فى عدد الركعات» علاوه بر مباحث سهو و شك، كه گذشتگان مورد بحث قرار داده‌اند، بحث از اركان را نيز مطرح كرده است. ٧
شيخ طوسى (٣٨٥-٤٦٠ ق) در كتاب النهاية فى مجرد الفقه و الفتاوى، عنوان «باب السهو فى الصلاة و احكامه و ما يجب منه اعادة الصلاة» را انتخاب كرده و همان مباحث طرح شده در كتابهاى قبلى را با شيوه ديگرى بيان كرده و فقط مواردى از خلل كه نماز را باطل نمى‌كند، بر شمرده است. ٨ هم ايشان در كتاب ديگر خود، الجمل والعقود، در فصل مربوط، شيوه بحث را تغيير داده‌اند و به تفصيل مى‌فرمايند: سهو بر پنج نوع است: ١- سهوى كه سبب اعاده نماز مى‌شود (و بيست و پنج مورد براى آن برشمرده‌اند). ٢- سهوى كه حكم خاصى ندارد (و دوازده مورد را ذكر مى‌كنند). ٣- سهوى كه موجب مى‌شود همان عمل مورد سهو تدارك گردد؛ يا در اثناى نماز و يا بعد از نماز (و هفت مورد براى آن بر مى‌شمارند). ٤- سهوى كه موجب احتياط است (و پنج مورد براى آن بر مى‌شمارند) ٥- سهوى كه باعث جبران به وسيله دو سجده سهو مى‌گردد (و چهار مورد براى آن بر مى‌شمارند). ٩ لازم به يادآورى است شبيه اين تقسيم بندى را سيد مرتضى در جمل العلم كرده است.
سلاّر (م ٤٦٣ ق) در المراسم العلويّه، با عنوان «ذكر ما يلزم المفرط فى الصلاة» مى‌فرمايند: پنج نوع عمل بر مفرط در نماز لازم مى‌شود. بعد تقسيم جديدى را ارائه مى‌دهد. ١٠
قاضى ابن براج (٤٠٠-٤٨١ ق) در كتاب الجواهر الفقه، ضمن شش مسأله، به طور خيلى مختصر اين مباحث را متعرّض شده است. ١١ ولى در كتاب المهذّب ١٢ تقسيم سيّد مرتضى و شيخ را نقل كرده و بحث مفصلترى ارائه داده است.
ابن حمزه در كتاب الوسيله الى نيل الفضيله، تحت عنوان فصل فى بيان احكام السهو، فقط عنوان را تغيير داده، ولى مطالب تكرار مطالب كتابهاى فقهاى ديگر است. ١٣
در اينجا مناسب است اجمالى از سير تكاملى اين بحث را در ميان فقهاى بعد از شيخ اعظم مورد بحث قرار دهيم.
پيشتر يادآور شديم عواملى موجب شده كه مباحث خلل در بين فقها با اهميت تلقى گردد. از جمله ابتلا و احتياج عامه مكلفين و از جمله صدور احاديث فراوانى از ائمه معصومين(ع) در اين باب. و از جمله راه پيدا كردن مباحث دقيق علمى و عقلى، خصوصاً علم اجمالىِ شك در ركعات و غير آن.
و از جمله ارتباط چند قاعده فقهى مهم به اين بحث كه درباره هر يك از آنها كتاب و رساله‌هاى مستقلى تدوين شده است.
اين عوامل و غير آن، سبب شد بسيارى از فقهايى كه كتابى در صلاة نوشته‌اند، بخش بسيار زيادى از كتاب خود را به مباحث خلل اختصاص دهند. مضافاً اينكه به دليل اهمّيت اين مسائل بسيارى از فقها كتاب مستقلى در اين باب نوشته‌اند، كه اشاره به بعضى از آنها خالى از فايده نخواهد بود.
١- الخلل فى الصلاة تأليف ميرزا ابراهيم بن ابى الفتح زنجانى (م ١٣٥١).
٢- الخلل فى الصلاة تأليف شيخ ابراهيم قطيفى.
٣- الخلل فى الصلاة، تأليف شيخ جمال الدين احمد بن محمّد بن فهد حلى (م ٨٤١ ق).
٤- الخلل فى الصلاة تأليف شيخ محمّد باقر گلپايگانى نجعى (م ١٣٣٢).
* ٥٦ * ٥- الخلل في الصلاة تأليف سيد محمّد باقر بن ابى القاسم طباطبائى حائرى (م ١٣٣١).
٦- الخلل في الصلاة، تأليف سيد محمّدتقى بغدادى.
٧- الخلل في الصلاة تأليف ميرزا حبيب الله بن محمّدعلى الرشتى (م ١٣١٢).
٨- الخلل في الصلاة تأليف شيخ ميرزا محمّدحسن آشتيانى (م ١٣١٨).
٩- الخلل في الصلاة تأليف شيخ آقا حسن بن المولى ابراهيم بن المولى باقر نجم آبادى (م ١٢٨٤)
١٠- الخلل في الصلاة، تأليف شيخ الفقيه الحاج محمّدحسن بن الحاج محمّدصالح كبة البغدادى (م ١٣٣).
١١- الخلل في الصلاة، تأليف جمال السالكين الاخوند المول حسينقلى الدرجزينى الهمدانى (م ١٣١١).
١٢- الخلل في الصلاة، تأليف مولى محمّدطاهر بن محمّدحسين الشيرازى القمى النجفى (م ١٠٩٨).
١٣- الخلل في الصلاة، تأليف ميرزا محمّدعلى بن محمّدنصير چهاردهى (م ١٣٣٤).
١٤- الخلل في الصلاة، تأليف مولى محمّدعلى بن محمّدحسن بن محمّدعلى بن نصيرالدين بن محمّد رفيع بن محمّد شفيع بن محمود (م ١٢٥٤).
١٥- الخلل في الصلاة، تأليف ميرزا محمّد تنكابنى (م ١٣٠٢ ق)
١٦- الخلل في الصلاة، تأليف المولى محمّد بن محمّدباقر الشهير بالفاضل الايروانى (م ١٣٠٦)
١٧- الخلل في الصلاة، تأليف سيد محمّد بن الامير قاسم الطباطبائى الفشاركى (م ١٣١٦).
١٨- الخلل في الصلاة، تأليف شيخ محمّد بن قاسم الحجى البرانى النجعى.
١٩- الخلل في الصلاة، تأليف سيد ميرزا محمّد بن حبيب الله الفقيه الرضوى المشهدى (م ١٢٦٤ ق).
٢٠- الخلل في الصلاة، تأليف ميرزا محمّد بن الحسن الشيروانى الاصفهانى (م ١٠٩٨).
٢١- الخلل في الصلاة، تأليف سيد محمّد مهدى بن مرتضى بن السيد محمّد بن عبدالكريم الطباطبائى البروجردى النجفى (بحرالعلوم) (م ١٢١٢).
٢٢- الخلل في الصلاة، تأليف شيخ ميرزا نصر الله الفارسى المشهدى (م ١٢٩١).
٢٣- الخلل في الصلاة، تأليف شيخ نعمة بن شيخ علاء الدين بن امين الدين بن محيى الدين بن محمود بن احمد بن محمّد بن طريح النجعى (م ١٢٩٣).
٢٤- احكام خلل في الصلاة، تأليف ميرزا محمّدتقى شيرازى (م ١٣٣٨).
٢٥- رسالة في خلل الصلاة، تأليف زين الدين على بن خطى بحرانى.
٢٦- رسالة في خلل الصلاة، تأليف شهيد اوّل (م ٧٨٦).
٢٧- رسالة في خلل الصلاة، تأليف محقق كركى (م ٩٤٠).
٢٨- رسالة في خلل الصلاة، تأليف شهيد دوّم (٩٦٦).
٢٩- الخلل في الصلاة، تأليف امام خمينى كه تقريباً مفصلترين و جامعترين كتاب در اين بحث است. نگاهى به فقه اهل سنت‌
بى گمان اطلاع از نظريات فقهاى اهل سنت از عوامل و عناصر بسيار مؤثر در فهم اخبار و كيفيت اجتهاد است. بويژه بنابر قول آيت الله العظمى بروجردى فقه شيعه حاشيه‌اى است بر فقه اهل سنت ١٤ پس با فهميدن متن، حاشيه آن بهتر فهميده مى‌شود. از اين رو اجمالى از نظريات فقهاى قديم اهل سنت را مورد اشاره قرار مى‌دهيم.
١- در كتاب الام، تأليف محمّد بن ادريس شافعى، بابى با عنوان «باب السجود السهو» گشوده شده و تنها مسائل سهو و شكوك به اختصار مورد بحث قرار گرفته است. ١٥
٢- در كتاب مبسوط، تأليف شمس الدين سرخسى، عنوان «باب السهو» آمده و اجمالى از مبطلات نماز، مانند زياد كردن ركعت، ترك سجدتين، مسائل شكوك، مورد بحث قرار گرفته است. ١٦
٣- شرح روض المطالب في اسنى المطالب، تأليف * ٥٧ * امام بى يحيى زكريا الانصارى الشافعى، زير عنوان «الباب السادس في السجدات» احكام سجده، ترتيب اركان، ترك ركن، ترك تشهد، عدم تعدد سجود، و غيره شده است. ١٧
٤- در كتاب المحلّى، تصنيف ابو محمّد على بن احمد بن سعيد بن حزم، تحت عنوان «سجود السهو» همان مسائل بحث ده است. ١٨
٥- در كتاب بدايع الصنايع في ترتيب الشرايع، تأليف امام علاء الدين بى بكر بن مسعود الكاشانى الحنفى، ذيل عنوان «سجود السهو» مختصرى از احكام سجود، سبب وجوب سجود و محل وجوب، مورد بحث قرار گرفته است. ١٩
٦- در كتاب المدونة الكبرى تأليف امام مالك بن انس، تحت عنوان «ما جاء في السهو في الصلاة» همان مسائل مورد بحث قرار گرفته است. ٢٠ نگاهى به كتاب‌
اين كتاب از چهار عنوان به ترتيب زير فراهم آمده است:
١- خلل الصلاة كه شرحى است بر مبحث خلل صلاة قواعد الأحكام علامه حلى (٧٢٦).
٢- في الخلل الواقع في لاصلاة، مشتمل بر ٣٣ مسأله مربوط به مباحث خلل در نماز كه اغلب آنها تكرار عنوان اوّل است.
٣- في الخلل الواقع في الصلاة، رساله ديگرى است در بحث خلل صلاة كه شرح ارشاد الاذهان علامه حلّى است.
٤- ملحق احكام الخلل، مشتمل بر نه مسأله درباره احكام و صور نسيان سجدتين، ركوع و تشهّد است. اين بخش دنباله نسخه خطى رساله دوّم است كه پيشتر همراه با نسخه چاپ شده نيامده است. لذا محققان براى استفاده بيشتر پژوهشگران در آخر كتاب آورده‌اند. و چون مطالب ناقص بوده، از تعليق خوددارى شده است.
گفتنى است نسخه خطى ديگرى با عنوان خلل الصلاة در كتابخانه مباركه رضوى(ع) موجود است كه شرح شرايع علامه حلى است. از آنجا كه انتساب آن به شيخ اعظم مورد ترديد محققان محترم بوده، با اين مجموعه چاپ نشده است.
هدف اين نوشتار معرفى اجمالى كتاب و تبيين امتيازات و برجستگيها و احياناً كاستيهاى بخش اوّل كتاب (خلل الصلاة) است. شيوه تقسيم بندى‌
شيوه تقسيم بندى و انتخاب عنوان براى مطالب در هر كتابى، نقش اساسى در تفهيم مطالب دارد. البته روشهاى تبويب مطالب مختلف است و هر مؤلفى روش خاصى براى تقسيم و تبويب بر مى‌گزيند.
شيوه تبويب در اين كتاب تقسيم مباحث به مطالب است و همه مباحث در چهار مطلب به ترتيب زير آمده است.
مطلب اوّل: درباره امورى است كه اخلال به آنها موجب اعاده نماز مى‌شود. در ذيل اين عنوان، مباحثى چون اخلال سهوى به اركان و غير اركان، اقسام جاهل * ٥٨ * قاصر و حكم آن و به مناسبت بحث، از اين مسائل سخن رفته است: نماز در لباسى كه از پوست حيوان است و علم به مذكّى بودن آن نيست؛ نماز در لباسى كه از پوست است و مردد است بين مأكول اللحم بودن و غير مأكول اللحم بودن؛ حكم كم و زياد شدن سهوى يك ركعت در نماز واجب؛ شك در نماز دو ركعتى و سه ركعتى و شك در دو ركعت اوّل نماز چهار ركعتى و شك در عدد ركعات نماز آيات؛ و در پايان حكم كسى كه نمى‌داند چند ركعت نماز خوانده است مورد بحث قرار گرفته است.
طلب دوّم: درباره امورى كه اخلال به آنها نماز را باطل نمى‌كند، بلكه وظيفه تدارك آن عمل با سجده سهو است. يا فقط تدارك بدون دو سجده سهو لازم است. ذيل اين عنوان مباحثى چون نسيان يك سجده واجب، نسان تشهد، نسيان قرائت قبل از ركوع، نسيان ركوع قبل از سجده، نسيان دو سجده قبل از ركوع، و نسيان صلوات بر پيامبر و آل او(ص) مطرح شده است.
مطلب سوّم: درباره امورى كه اخلال به آنها حكم خاصّى ندارد.
اين بخش شامل مباحث زير است: نسيان قرائت و اطلاع در حال ركوع، نسيان جهر و اخفات، نسيان ذكر ركوع، شك در واجب بعد از انتقال به واجب ديگر، معنى خروج از واجب و دخول در واجب ديگر، شك در سجده در حال تشهد، شك در سجده در حال قيام، شك در صحت بعد از انتقال به واجب ديگر، معناى سهو و اقسام آن، حكم كثيرالشك، حكم كثيرالنسيان، و معناى شك، سهو، ذكر و علم.
در پايان مطلب سوّم و با عنوان تنبيهات، به اين مسائل پرداخته شده است:
حكم عدم اعتنا به شك، عزيمت (واجب) است نه رخصت (جايز) لزوم دو سجده سهو درباره كثيرالشك در موارد لزوم سجده، عرفى بودن معناى كثيرالشك، زوال حكم كثيرالشك با قلّت شك.
در خاتمه مطلب سوّم مجدداً با عنوان «ينبغى التنبيه على امور» ده مطلب را طرح كرده‌اند. از جمله: لزوم رجوع امام به مأموم، اعم از زن و مرد، صبى و بالغ، عدم لزوم حصول ظن در رجوع امام به مأموم، رجوع شاك به ظان و ظان به متيقن در نماز جماعت، شك همزمان امام و مأموم.
مطلب چهارم: درباره امورى است كه اخلال به آنها موجب نماز احتياط مى‌شود.
در اين بخش مباحثى چون احكام و اقسام شكوك، وجوب عمل طبق ظن مطلق (در هر شكى كه باشد)، اعتبار ظن در افعال، معناى بناى بر ظن، وجوب و عدم وجوب تردّى مطرح شده است.
در پايان با عنوان فروع، به واجبات نماز احتياط، حكم حدث بين فريضه و نماز احتياط، حكم حدث بين فريضه و اجزاى فراموش شده، زيادت ركعت سهواً، موارد وجوب سجده سهو، واجبات سجده سهو و محل سجده سهو پرداخته شده است. تكثير فروع‌
يكى از ويژگى‌هاى فقيهِ اصولى متضلّع در اخبار و اقوال فقها، قدرت بر تفريع و تكثير فروع است. شيخ اعظم در اين ميدان مانند ميدانهاى ديگر، گوى سبقت را از فقهاى گذشته برده است. شاهد بر اى مدعا، كتاب حاضر است. گسترش توسعه اين بحث در حدى است * ٥٩ * كه واژه تكامل نمى‌تواند بيانگر آن باشد، بلكه از واژه‌هاى ديگرى همچون جهش بايد بهره برد. براى نمونه به چند مورد اشاره مى‌شود:
در بيان حكم جاهل قاصر به ركنيّت مى‌فرمايد: اگر جاهل قاصر عملى را با أذن شارع انجام دهد، مثلاً با استصحاب طهارت نماز بخواند، سپس كشف خلاف شود، نماز او صحيح است و اعاده لازم ندارد. چون در حال جهل به واقع ذمّه‌اش برى‌ء شده و زوال منشأ برائت (جهل) و زوال منشأ استصحاب (يقين سابق و شك لاحق) موجب نمى‌شود عمل قبلى باطل گردد. لذا فقها حكم به استصحاب نجاست آبى كرده‌اند كه با ملاقات نجس تغيير كرده و بعداً تغيير زايل شده و در مواردى فقها حكم به صحت كرده‌اند. مانند كسى كه با آبى تطهير كرده و يا در لباس و يا مكانى نماز خوانده و سپس كشف شود كه آب و مكان و لباس غصب بوده است. همچنين در مورد كسى كه نماز را در لباسى خوانده و يا سجده را بر مكانى كرده كه بعد معلوم شده لباس و مكان نجس بوده است. نيز در مورد كسى كه نماز را خوانده، بعد معلوم شده كه بدن نجس بوده و يا نماز را در لباسى خوانده و يا لباسى همراه با نمازگزار بوده و بعد معلوم شده لباس از حيوان غير مذكّى بوده است. در جميع اين فروع دهگانه فرموده نماز صحيح است و صحت را مبتنى كرده است بر همان اصل يعنى زوال منشأ برائت و استصحاب سبب بطلان عمل قبلى نمى‌گردد. (ص ٣٠)
و به مناسبت بحث در ذيل صحيحه زراة، «ثم قال(ع) يا زرارة اذا خرجت من شى‌ء ثم دخلت فى غيره فشكّك ليس بشئٍ» مى‌فرمايد: «شى‌ء و غير» در متن صحيحه يا مخصوص واجبات مستقله نماز است، مثل قرائت ركوع و سجود، و يا اعم است از واجبات مستقله معهوده و اجزاى واجب؛ مانند يك آيه در قرائت. و در هر يك از دو صورت «شى‌ء و غير» يا مخصوص افعال واجب نماز است و يا اعم است از واجبات عملى و مقدمات واجب. مثل هوّىّ (شروع) به سجده. و در هر يك از چهار صورت «شئ وغير» يامخصوص واجبات نماز است و يا اعم از واجبات و مستحبات است؛ مانند قنوت. بنگريد چگونه شيخ از احتمالاتى كه در معناى دو كلمه داده است، در حدود هشت فرع فقهى استخراج كرده و همه ثمرات فراوان دارند و فقهاى بعد از شيخ آنها را مورد بحث و نظر قرار داده‌اند. (ص ٨٩).
همچنين به مناسبت بحث از قاعدة «سهو فى السهو» كه مستفاد از روايت حفص بن بُخترى است (عن ابى عبداللّه: ليس على الامام سهو و لا على من خلف الامام سهو و لا على السهو سهو و لا على الاعادة اعادة)، مى‌فرمايد: سهو يا به معناى نسيان است و يا به معناى شك و يا اعم است از نسيان و شك. با اين احتمالات معناى روايت مجمل مى‌شود. لذا بايد صورتهاى مسأله را جدا جدا مورد بحث قرار دهيم و بنا بر اين مسأله هجده صورت مى‌يابد. چون با ضرب سه احتمال در معناى سهو منفى (سهو اوّل) در سهو منفى فيه (سهو دوّم)، رقم نُه حاصل مى‌شود و در هر يك از اين نُه احتمال، سهو يا به معناى خود سهو است و يا به معناى موجبات سهو، كه جمعاً هجده احتمال مى‌شود. شيخ اغلب اين هجده احتمال را مورد بحث و مداقه قرار داده و احكام مختلفى نيز بر آنها مترتّب ساخته است.
محققان محترم به مناسبت بحث از سهو در نماز، داستانى را در تعليقه از شيخ اعظم در مورد اهميت حضور قلب در نماز نقل كرده‌اند كه نقل آن خالى از فايده نيست.
شيخ اعظم در آخر عمر دچار ضعف نور چشم مى‌گردد. لذا كتابى را كه لازم بود به آن مراجعه كند، فرزندش مى‌خوانده است. روزى فرزندش عبارتى را مى‌خواند كه در آن صاحب رياض از مجمع الفائدة نقل اجماع كرده است.
شيخ اعظم مى‌فرمايد: علاقه‌مند است خودش عبارت را ملاحظه كند. بعد از تتبع در مظان اجماع در مجمع الفائدة به اجماع برخورد نمى‌كند. در همان حال وقت نماز مى‌رسد. شيخ اعظم و فرزند برومندشان مشغول اقامه نماز مى‌شوند. بعد از اقامه نماز فرزندش مى‌فرمايد احتمالاً اين اجماع در جاهاى ديگر باشد. شيخ * ٦٠ * مى‌گويد به ذهن من هم خطور كرده كه بايد اجماع در جاهاى ديگر باشد. شيخ از فرزندش مى‌پرسد كه چگونه به ذهن شما خطور كرد. مى‌گويد در اثناى نماز. «فهنا تعجّب الشيخ - قدّس سره - و قال متنكراً: و هل يفكر احد فى الصلاة فى غير اللّه تعالى». (ص ١٠٢). استفاده از روايات‌
يكى ديگر از امتيازات فقيه محقق، استفاده دقيق از سرچشمه زلال و ناب احاديث ائمه طاهرين(ع) براى استنباط احكام شرعيه است. چه آنكه فقه چيزى نيست جز فهم قرآن و سنت و تطبيق عالمانه مسائل با توجه به قواعد اصولى بر قرآن و سنت. لذا سرتاسر كتاب حاضر مملو از احاديث ائمه(ع) است.
كثرت روايات به حدى است كه كمتر فرعى پيدا مى‌شود كه حداقل مستند به روايتى نباشد. در اين اثر، بيش از ٢٥٠ مورد به احاديث تمسك شده كه به علت وضوح مطلب از ذكر نمونه خوددارى مى‌شود. طرح مباحث رجالى‌
در هر كتاب فقهى كه احاديث ائمه طاهرين(ع) در آن آمده است، ناگزير مباحث رجالى را به دنبال دارد. در غير اين صورت كتاب ناقص خواهد بود. لذا در جاى جاى كتاب بحثهاى رجالى عميق و عالمانه به چشم مى‌خورد. به عنوان نمونه:
١- درباره فقه منسوب به امام رضا(ع) مى‌فرمايد:
و لم يظهر مستند له عدا الرضوى و لا دليل على اعتباره سيّما مع مخالفته لعمل المشهور. (ص ٢٦).
٢- درباره ابى جميله مى‌فرمايد: مع ضعفها ب «ابى جميله». (ص ٤١)
٣- درباره جبر ضعف سند روايت به شهرت مى‌فرمايد: والجواب اَمّا عن العمومات فبتخصيصها برواية محمّد بن مسلم المنجبر ضعف سندها بالشهرة العظيمة. (ص ٤٧).
٤- در باره نقل راوى از راوى ديگر كه او را درك نكرده است، مى‌فرمايد: «ليس فى هذا الروايه شئ الّا أن «الحسين بن سعيد» روى عن فضالة بن ايّوب و لم يلقه نعم يروى عنه بواسطة الحسن بن سعيد اخيه و هو و ان كان ثقه لكن لعلّ الواسطه هنا غيره فالروايه مرسلة. (ص ٥٦).
براى اطلاع بيشتر از مباحث رجالى به صفحه ٦٢، ٧١، ٩٥، ٩٦، ١٠٠، ٢٠٢ و ٢٤٥ مراجعه شود. تتبع در اقوال فقها
بى گمان يكى از عناصر مؤثر در اجتهاد صحيح، تتبع در اقوال فقها، خصوصاً اقوال صاحبان اصول متلقات است. چون احتمال اينكه رواياتى در دسترس آنها بوده و در جوامع حديثى ما نيامده، بسيار قوى است. از اين رو فقيه براى اطمينان بيشتر، ناگزير از مراجعه به اقوال آنهاست كه بعضاً متن حديث را فتواى خويش قرار داده‌اند. كتاب مورد بحث از اين امتياز و ويژگى نيز در حد اعلا برخوردار است و در سرتاسر كتاب توجه به فتاواى فقهاى گذشته، خصوصاً صاحبان اصول متلقات، به چشم مى‌خورد. به عنوان نمونه به مواردى اشاره مى‌شود:
١- به مناسبت اين بحث كه اگر ركوع در نماز سهواً ترك گردد موجب اعاده است، به احاديثى استناد مى‌جويد و بعد مى‌فرمايد: و عدم صحة بعضها غير قادح بعد الاعتضاد بمطابقة الاصل و... و فتوى جمهور القدماء - عدا الشيخ - كالمفيد و السيد و العمانى و الديلمى و القاضى و الحلى و الحلبى و عامة المتأخرين. (ص ٢٤).
٢- مى‌فرمايد: و هنا قول آخر مَحكّى عن الاسكافى و والد الصدوق. (ص ٢٦).
به مناسبت اين بحث كه زياد شدن يك ركعت سهواً موجب بطلان است يا نه، مى‌فرمايد: اگر قول به بطلان شهرت داشته باشد، موجب قدح روايت مى‌شود. «و لكن مثل هذه الشهرة غير متحققه لفتوى جمع من الاعيان بالصحّة فى هذا الصوره كالاسكافى و الشيخ فى الاستبصار و الحلى والمحقق فى المعتبر و العلّامه فى المختلف و * ٦١ * صاحب المدارك و بعض مشايخنا المعاصرين». (ص ٤١)
براى اطلاع بيشتر از توجه به اقوال فقهاى گذشته به اين صفحات مراجعه شود: ٤١، ٤٢، ٤٤، ٤٨، ٥٨، ٥٩، ٧٢، ٧٤، ٧٠، ٩٩، ١٥٤، ١٦٠، ٢٠٨، ٢٨، ٢٣٥، ٢٣٧، ٢٣٨.
در پايان اين بحث بجاست خوانندگان محترم را به يك نكته اخلاقى درباره شيخ اعظم توجه دهم. شيخ با نقل اقوال اساتيد و فقهاى معاصر خويش نسبت به آنها تجليل و تعظيم و تكريم به عمل آورده است. بويژه كه با القاب عالمانه از آنها ياد مى‌كند. مثلاً در صفحات متعددى از استاد خويش محقق نراقى، صاحب مستند، با لقب «بعض مشايخنا المعاصرين» ياد مى‌كند.
ر.ك: ص ٤٢ - ٧٢ - ١١١ - ١٢١ - ١٩٠ - ٢٢٧ و ٢٤٢.
همچنين نسبت به مرحوم شفتى، كه از علماى هم عصر ايشان بوده است. به صورت «بعض السادة المعاصرين» ياد مى‌كند، كه اين درس بزرگى است براى فقهاى زمان. (ص ١٩١-١٩٥) توجه به قواعد فقهى‌
از عناصر بسيار مؤثر در استنباط احكام شرعى، قواعد فقهى است. در كتاب مزبور اگرچه صريحاً كمتر از اين قواعد نام برده شده است. ولى در موارد زيادى به محتوا و منشأ آنها اشاره رفته است. براى نمونه به مواردى اشاره مى‌شود:
١- با استناد به موثقه محمّد بن مسلم (عن ابى جعفر كلما شككت فيه مما قد مضى فامضه كما هو) توجّه به قاعده فراغ شده است. (ص ٨٩-١٠١)
٢- با استناد به صحيحه زرارة (لا تعاد الصلاة الا فى خمس الطهور و الوقت والقبله و الركوع و السجود) به قاعده لا تعاد توجّه شده است. (ص ٢٣-٨٦-١٠١)
٣- با استناد به صحيحه زرارة و با استناد به صحيحه محمّد بن مسلم (اذا كَثُر عليك السهو فامض فى صلاتك) با قاعده لا شك لكثير الشك توجّه داده شده است. (ص ١١٦-١١٧-٢٠٥)
٤- با استناد به «لا تنقض اليقين» به استصحاب توجّه داده شده است. (ص ١٨٤).
٥- با استناد به صحيحه اسماعيل بن جابر (كل شئ شك فيه مما قد جاوزه و دخل فى غيره فلميض) به قاعده تجاوز توجّه داده شده است. (ص ٨٩).
٦- با استناد به «اذا شككت فابن على الاكثر» توجه به قاعده بناء على الاكثر داده شده است. (ص ٢١٤)
٧- با استناد به صحيحه صفوان و غيره، توجه به قاعده حجيت ظن در صلاة داده شده است. (ص ٦٠-١٥٨) برجستگيهاى تحقيق‌
آنچه تا اينجا گفته شد، مربوط بود به اصل كتاب. ليكن تحقيق محققان نيز از امتيازات و برجستگى‌هاى زيادى برخوردار است كه به مواردى از آنها اشاره مى‌شود. الف) متن كتاب‌
١- تعيين منابع و مآخذ احايث و اقوال، كمك شايانى در پيدا كردن مطالب مورد نظر دارد.
* ٦٢ * ٢- رعايت قواعد رسم الخط و نشانه‌گذراى به دقت رعايت شده است.
٣- اضافه كردن كلمه‌هاى در داخل قلاب كه مقتضاى سياق بوده، در فهم عبارت بسيار مؤثر است. به عنوان نمونه در صفحه ٦٢ على وجه [آخر] و در صفحه ٦٣، ضعف المقابلة عن كونها [قرينه‌] و در صفحه ٨٧، و لا شك ان مقتضى [الاصل‌]. براى اطلاعات بيشتر به صفحات زير مراجعه كنيد:
٨٩، ١٠٥، ١١٠، ١١١، ١١٣، ١١٤، ١١٦، ١٢٠، ١٢١ و ١٢٥.
٤- تعيين منبع ارجاعاتى كه در كتاب آمده است؛ براى نمونه در صفحه ٢٨، فسيأتى مشخص شده و در صفحه ٧٨ و نيز صفحه ٢٩، فسيأتى مشخص شده در صفحه ٧٦ و در صفحه ٢٩ روايت ابن اعينى و ابن ايصر المتقدمين مشخص شده است. براى اطلاع بيشتر به موارد ذيل مراجعه كنيد: ٢٩، ٥٠، ٧٣، ٩٣، ٩٨ و ١٠٥.
٥- يكنواختى و همگونى در ارجاعات در سراسر كتاب به چشم مى‌خورد.
٦- استفاده از حدود صد منبع براى تصحيح و تحقيق كتاب نشانگر تحمل زحمات طاقت فرساى محققان محترم است. ب) فهرستهاى فنى راهنما
بى گمان فهرست راهنما در كتاب مانند كليدى است كه محقق را به گنجينه مطالب مى‌رساند. لذا هرچه اين فهرستها از نظر كمّى و كيفى رشد كند، استفاده محقق از كتاب بيشتر مى‌شود. محققان محترم دوازده فهرست براى كتاب تهيه كرده‌اند: ١- آيات. ٢- احاديث. ٣- اسامى معصومين. ٤- روايت موصوفه. ٥- اسامى روات. ٦- اعلام. ٧- جماعات و القاب. ٨- مذاهب و فرق. ٩- اماكن و شهرها. ١٠- كتابها. ١١- مصادر تحقيق. ١٢- موضوعات. تذكرى به محققان‌
در خاتمه تذكراتى به ذهن قاصر اينجانب رسيده كه اميد است بيان آنها خالى از فايده نباشد.
١- در ص ٢٢ در عبارت «و اعتضادها بالاصل المتقدم» محققان محترم اصل را در پانوشت به اصالة الرّكنيه تفسير كرده‌اند. ظاهراً منظور از اصل متقدم اصالة بطلان العباده در صفحه ٢٠ است. چون اولاً اصالة الركنية در كلام شيخ نيامده است. ثانياً سياق عبارت با اصالة بطلان العباده مى‌سازد.
٢- تحقيق و تعيين تاريخ تحرير هر يك از اين مجموعه نسبت به همديگر از يك طرف و نسبت به كتابهاى ديگر شيخ، خالى از فايده نيست.
٣- در صفحه ٤١ كلام شيخ كه صحّت را به عده‌اى نسبت مى‌دهد در پانوشت شماره ١٠ آمده است: «و فى النسبته تأمل» مناسب بود وجه تأمل بيان شود.
٤- ظاهراً بعضى از عناوين در فهرست الجماعات و القاب ضرورت ندارد. مثلاً با آمدن عنوان «الاكثر» از عنوان «اكثر الاصحاب» و با عنوان «اصحابنا» از عنوان «اصحابنا المتأخرين» و با عنوان «بعض مشايخنا» از «بعض مشايخنا المتأخرين» بى نياز هستيم.
٥- شايسته بود به جاى آوردن تمام عنوانهاى مطالب در حاشيه كتاب، بعضى از عنوانهاى كلى و جامع را در وسط سطر بياورند. اين كار محقق را در رسيدن به مطالب بيشتر كمك مى‌كند.
٦- مناسب بود مشخصات چاپ كتابهايى كه به نحوى اسم آنها آورده شده، تعيين مى‌شد مثل وسائل الشيعه، كافى، فرائد الاصول و سرائر.
٧- در بعضى از موارد ارجاعات با يكديگر همخوانى ندارد. براى نمونه ارجاع شماره ٢ در صفحه ٢٧ ديده شود.

 

پي نوشت ها:
١. سلسة الينابيع الفقهيه، ج ٤، ص ٨١٥.
٢. همان، ج ٣، ص ٥٦.
٣. همان، ج ٣، ص ٨٦.
٤. همان، ج ٣، ص ١٢٤.
٥. همان، ج ٣، ص ٢٤٨.
٦. همان، ج ٣، ص ١٧٩.
٧. همان، ج ٣، ص ٢٧٧.
٨. همان، ج ٣، ص ٣١٢.
٩. همان، ج ٣، ص ٣٥٦.
١٠. همان، ج ٣، ص ٣٨٤.
١١. همان، ج ٣، ص ٣٩٣.
١٢. همان، ج ٣، ص ٤٦٦.
١٣. همان، ج ٤، ص ٥٨٨.
١٤. مجله آينه پژوهش، شماره ٧ سال دوّم، ص ٣٠.
١٥. الام، ج ١، ص ١٢٨، چاپ دارالمعرفه.
١٦. المبسوط، ج ١، ص ٢٢٠.
١٧. شرح روض المطالب، ج ١، ص ١٨٨، ١٩٠ و ١٩٢، چاپ المكتبه الاسلاميه.
١٨. المحلّى، ج ٣، ص ٢٧٨، چاپ المكتبه التجارى للطباعة و التوزيع و النشر.
١٩. بدايع الصنايع، ج ٣، ص ١٦٣، چاپ دارالكتاب.
٢٠. المدونة الكبرى، ج ١، ص ٣٣، چاپ دارالتراث العربى.